من مرتضی هستم دانشجوی مهندسی شیمی - پالایش دانشگاه آ زاد اسلامی واحد قوچان . من مشهدی هستم ومرجان عشقم هم مشهدی است - شبهای عید نوروز که میشه دلم خیلی میگیره چون همین شبها بود که حسودان تنگ نظر باعث جدایی ما شدن برای رسیدن دوباره بهش هر کاری رو تونستم انجام دادم قانونی , غیر قانونی و عقلانی بی عقلانی اما نشد برام دعا کنید که باز هم ببینمش التماس دعا یا علی مرتضی عاشق
اگر روزي مُردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم
اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم
فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد/
قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام ...!
عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .