من مرتضی هستم دانشجوی مهندسی شیمی - پالایش دانشگاه آ زاد اسلامی واحد قوچان . من مشهدی هستم ومرجان عشقم هم مشهدی است - شبهای عید نوروز که میشه دلم خیلی میگیره چون همین شبها بود که حسودان تنگ نظر باعث جدایی ما شدن برای رسیدن دوباره بهش هر کاری رو تونستم انجام دادم قانونی , غیر قانونی و عقلانی بی عقلانی اما نشد برام دعا کنید که باز هم ببینمش التماس دعا یا علی مرتضی عاشق
آخر گذشت آن زمان کهنه ی دیدار رفت آن ثانیه های پرهیاهو شکست آن لحظه های زیبا و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس
زمستان سرآغاز نگاه سرد تو بود و شب بلورین من معصومانهشکست با حجم سنگ های غرور تو
درآن هنگام كه عشق تو را ميكشد به سجودي تا عرش و دستانت نور را ميخواهد و مينوشد درآن هنگامه زيبا كه قطرات خدا را روي صورتت حس ميكني درآن وقت عزيز كه با ازل و ابد همسو شده اي آيا خودي ميبيني تو را انتخاب كرده اند تا عشق بورزي تو انتخاب شده اي كه دوست بداري تو اينجا هستي تا با ديگران باشي ولي مثل انها نباشي راهت را ببين تو را خواهند برد راهت را انتخاب كن از تو خواهند پرسيد دوست داشته باش چون تو را دوست دارند تو يگانه اي و بي نظير
به لبخندی مرا از غم رها کن مرا از بی کسی هایم جدا کن اگر مردن سزای عاشقاناست برای مردنم هر شب دعا کن...